گرگ هاخوب بدانند...

(ماپیرو ولایت بوده هستیم و خواهیم بود)

گرگ هاخوب بدانند :

دراين ملک غريب گرپدر رفت تفنگ پدري هست هنوز

 گرچه نيکان همگي بارسفر بربستند شيرمردي چو علي خامنه اي هست هنوز

 گرامام شهداء نيست کنون در بر مان خلف صالح ومظلوم علي هست هنوز  

 

 

 

............................................................................................................. 

................................................................................................................. 

............................................................................................................................................. 

............................................................................................................................................ 

((تعز من تشاء وتذل من تشاء))  

 

((هرکس را بخواهد عزت می دهد وهرکس را بخواهد ذلیل می کند)) 

 

خدا بود ودیگر هیچ  

با دقت بخوانید  

آیات ابتدایی سوره القصص  

ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم ائمه ونجعلهم الوارثین  

 

 

فرعون عبرت نگرفت وخدا به مادر موسی وحی کرد بینداز . 

 

نکته مادر موسی به وحی وتلقین خداوند اعتماد نمود  و عاقبتش سود مضاعف برای او و بنی اسرائیل بود 

 

 

 

و  اوحینا الی ام موسی ان ارضعیه   

 

وقول داد که (( انا راده الیک وجاعلوه من المرسلین))

 

 

وخداوند به وعده و قول خود به مادر موسی وفا کرد. 

 

هم نزد مادر برگشت هم پیامبر شد. 

 

(( کاش ما نیز به وعده های خداوند ایمان داشته باشیم ))

 

 

وبقیه ماجرا در قالب شعری زیبا از پروین اعتصامی... 

 

مادر موسی چو موسی را به نیل

در فکند از گفته رب جلیل

خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه

گفت کی فرزند خرد بی گناه

گر فراموشت کند لطف خدای

چون رهی زین کشتی بی ناخدای

گر نیارد ایزد پاکت به یاد

آب، خاکت را دهد ناگه به باد

وحی امد کین چه فکر با طل است

رهرو ما اینک اندر منزل است

پرده شک را بر انداز از میان

تا ببینی سود کردی یا زیان

ما گرفتیم آنچه را انداختی

دست حق را دیدی و نشناختی؟

در تو تنها عشق و مهر مادریست

شیوه ما عدل و بنده پروریست

نیست بازی کار حق، خود را مباز

آنچه بردیم از تو باز آریم باز

سطح آب از گاهوارش خوشتر است

دایه اش سیلاب و موجش مادر است

رودها از خود نه طغیان می کنند

آنچه می گوییم ما، آن می کنند

ما، به دریا حکم طوفان می دهیم

ما به سیل و موج فرمان می دهیم

نسبت نسیان به ذات حق مده

بار کفر است این به دوش خود منه

به که بر گردی ، به ما بسپاریش

کی تو از ما دوست تر می داریش

نقش هستس نقشی از ایوان ماست

خاک و باد و آب سر گردان ماست

قطره ای کز جویباری می رود

از پی انجام کاری می رود

ما بسی گم گشته باز آورده ایم

ما بسی بی توشه را پرورده ایم

میهمان ماست هر کس بی نواست

آشنا با ماست چون بی آشناست

ما بخوانیم ار چه ما را رد کنند

عیب پوشیها کنیم ار بد کنند

سوزن ما دوخت هر جا هر چه دوخت

ز آتش ما سوخت هر شمعی که سوخت 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 15:34  توسط مجید حسن زاده  | 
مرحوم علی صمیمی.

 اسطوره ای مردانگی واخلاص روستای تقی اباد چهگواری

دراینجا فرصت را غنیمت شمردیم .تا یاد وخاطره مردی که بسیار به گردن مردم روستای تقی ابادچهگواری وعلی الخصوص مسجد وهیئت عزاداری حق دارد یادی کنیم.واین شخص کسی نیست جز مرحوم علی صمیمی فرزند نورمحمد. مردی که تمام هم و غمش را صرف حل مسائل روستا کرده بود. و از زمانی که خیلی کم سن وسال بود در هیئتهای عزاداری روستا فعالیتهای چشم گیری داشت. گوییا با پیگیریهای مستمر او بود که قار شد درروستای تقی اباد مسجد بنا شود. وزمانی که این تصمیم یعنی تاسیس مسجد در روستا نهایی شد .تمام تلاش خود را به کار گرفت .وبا بسیج کردن مردم در این امر خیر وارد عمل شد و کمک های شایان وقابل توجهی در راستای تاسیس مسجد انجام داد.بی شک با ییگیرها وتلاشهای مستمر او  وتنی چند از مردم روستا بود .که کار احداث وتاسیس  مسجد درروستا به سرعت پیشرفت کرد. وبه یمن تلاشهای او نوای دل انگیز اذان در روستا طنین انداز شد.مرحم علی صمیمی.یکی از متدینین به نام روستا بود.که همه او را به دینداری و اخلاص ولایتمداری می شناختند.وهمیشه جوانان را به خودباوری وتحصیل علم جهت پیشرفت روستا دعوت میکرد او از عقب ماندگی روستا بیش از هرکسی دلواپس ونگران بود ومانند پدری دلسوز برای پیشرفت روستا تلاش میکرد...علی رغم اینکه خودش کارمند کمیته امداد شهرستان بم بود ومشغله های بسیاری داشت با زهم به صورت خستگی ناپذیر درتمامی فعالیتهای مذهبی روستا حضور فعالی داشت. اوهمیشه درایام عزاداری درهیئت اباعبدا...پیدا میکرد وشاید به اعتبار او بود که مداحهای بزرگ شهرستان ریگان نیز در مراسمات عزاداری روستا حاضر میشدند.مرحوم صمیمی خودش هم نیز مداح اهلبیت بود ودرهیئت مداحی میکرد. ومردم روستا هیچ وقت نوحه ای معروفی را که مرحوم صمیمی در روز تاسوعا برای حضرت ابالفضل العباس خواند را فراموش نمیکنند با این عنوان:

ای اهل حرم منتظر اب نمانید         شد کشته علمدار حسینم

..سرانجام پرونده زندگی این مردبزرگ به همراه همسر ودو فرزند خردسال و دوقلویش در زلزله پنج دیماه سال ۱۳۸۲در شهرستان بم برای همیشه بسته شد.اما گویی این مرحوم انقدر اخلاص وخلوص نیت داشت.که حتی با مرگش هم کمکهای او به مسجد قطع نشد..وپس از این حادثه دلخراش پدر این مرحوم  یعنی اقای نورمحمد صمیمی بیشتر لوازم خانه او راکه منزل شخصی اش در شهرستان بم بود  را جهت شادی روح ان مرحوم وقف مسجد روستا کرد..والان که حدود۱۰سال از ان حادثه میگذرد.همچنان جای خالی ان مرحوم در بین مردم روستا احساس میشود..ومردم روستا هرگز خدمات باارزش ودلسوانه ی این مرد بزرگ رافراموش نمی کنند..وهیئت عزاداری اباعبدا...هم هیچگاه صدای مداحی این مرد بزرگ را فراموش نمیکند..وبدین منظور یاد وخاطره این مرد بزرگ را گرامی میداریم واز خدای بزرگ میخواهیم.که این مرد بزرگ رامورد لطف وامرزش خود قرار دهد..نامش جاوید ویادش گرامی باد..ودر پایان این شعر زیبا ازسعدی را تقدیم میکنیم به روح پاک این مرحوم وکسانی که ادامه دهنده ای راه وروش ایشان درروستا تقی اباد چگهواری هستند.

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز     مرده ان است که نامش به نکویی نبرند..  

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 15:32  توسط مجید حسن زاده  | 


عکس در حال بارگذاری است. لطفا چند لحظه صبر کنید.



پروانــــــــــــــــــه ی مـــــن...

آن کس که شکســــــــت بــــــــال پـــرواز تــــــــــو را...

می دانست که خاطرات پـــــــــرواز تـــــو را خواهد کشـــــت...

ولـــــی خبـــــر نداشــت که تـــــــو مهربــان خـــــدایی داری...

که خودش بــــــــال و پـــــــــــرت خواهد شـــــــــــــد...

.....................................................................................................................................

یارمن..یوسف نیا اینجاکسی یعقوب نیست

لحظه ای چشمانشان ازدوریت مرطوب نیست

ای گل زیبای من.. از غربتت اشکی نریز

نازنین اینجاخداهم پیششان محبوب نیست

گرچه درهرجمعه ای زیبا دعایت میکنند

بهترینم این دعاها جنسشان مرغوب نیست


+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ساعت 13:10  توسط مجید حسن زاده  | 
 

.jpg

چه شد آن روزهای آتش و خون            خدا مردان آتش بال مجنون

    علی مردان یا زهرا و یا هو              بهشتی سیرتان یا علی گو

چه شد آن خاکریز آن جبهه آن درد     چه شد آن تیغ آن زخم جوانمرد

چه دلتنگم چه دلتنگم چه دلتنگم           کجا رفتید ای مردان یکرنگ

شما رفتید و من اینجا غریبم              زفیض سرخ مردن بی نصیبم

 

 

بیوگرافی مختصری از زندگی شهیدرضاغلامشاهی صالح ابادی....

دراسفند ماه سال ۱۳۳۸دریکی از روستاهای (تقی ابادچگهوای )شهرستان ریگان کودکی به دنیاامد.که اورا والدینش به علت علاقه وارادت زیادی که نسبت به امام هشتم داشتند.رضا نام نهادند.

اوازکودکی در دل همه جاداشت .وگویی از همان اغاز نشانه هایی از یک مرد حماسه ساز در چهره او هویدا بود..به طوری که خیلی زود به یکی از بچه های محبوب  طایفه وقوم خود شد  .  وپس از اینکه به سن قانونی رفتن به مدرسه رسید..راهی مدرسه شد. وان زمانها مثل امروز نبود که معمولادر هرروستا لااقل یک مدرسه ابتدایی موجود باشد.ونزدیکترین مدرسه به روستا با توجه به نبودن وسایل حمل ونقل به شکل امروزی حداقل یک ساعت ونیم باپای پیاده به مدرسه ابتدایی واقع در دهستان گنبکی می رفت وهمین مقدار زمان هم صرف بازگشت از انجا به خانه میکرد. به هرحال با تمام این سختی ها دوران ابتدایی وراهنمایی را در گنبکی به پایان رساند.وجالب این است که با تمامی این مشکلات همیشه  درمیان شاگردان ان مدرسه یکی از ممتازترین ودرس خوان ترین دانش اموزان بود.پس از اتمام دوران ابتدایی وراهنمایی به دلیل نبودن مقطع دبیرستان در سطح شهرستان که ان زمان منطقه بود..برای ادامه تحصیلات روانه شهرستان بم شد.     

واین مقطع رانیز علی رغم مشکلات وسختی های به مراتب بیشتراز دوران ابتدایی وراهنمایی در دبیرستان حر واقع در خیابان ابوذر وبه مدت ۴سال به پایان رساند.وپس از ان به علت علاقه خاصی که نسبت به شغل شریف انبیا داشت به استخدام اموزش وپرورش درامد.ودر یکی از محرومترین وصعب العبورترین مناطق کوهستانی مشغول تدریس شد.وچند وقت بعد هم ازدواج کرد.که حاصل ان سه فرزند به نام های علیرضاونجمه ومریم بودکه انها هم شکر خدا مانند پدر حماسه سازخود پر تلاش ودرس خوان هستند 

ودر همین دوران ودر اوج پیروزی انقلاب اسلامی  درحالی که مردم همه در شادی وشعف حاصل از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) به سر می بردند.

بار دیگر شیطان بزرگ واستعمارپیر ودولتهای غربی بیکار ننشستند.واین بار جیره خوار خود رابرای حمله به ایران تحریک کردند وان را به انواع سلاح مسلح کردند.      

ودشمن تا دندان مسلحی را برای حمله به ایران تجهیز کردند..وهمه ای امکانات خود را برای نابودی انقلاب اسلامی اماده کردند..ودر نتیجه جنگ تحمیلی را علیه ملت مظلوم ایران به راه انداختند.. 

وداین مقطع ودوران حساس بود که با فرمان ولی امر وقت مسلمین جهان عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شد..

سرانجام این مرد بزرگ در بیستم دیماه سال ۱۳۶۵ در عملیات ماندگار وفرامش نشدنی کربلای پنج به ارزوی دیرینه اش که شهادت در راه خدا ودر رکاب حسین زمان بود رسید..اری از شواهد چنین بر می اید. که این مرد وامثال او به قدری بزرگ وباعظمت هستند.که حتی زمین هم تاب وتحمل سنگینی روح بزرگ انان را ندارد..وبا قطره قطره خون خود درخت ایثار وفداکاری وراه امام حسین (ع)را بار دیگر علم کرد..اری به راستی این مایه افتخار وسربلندی روستای تقی ابادچگهواری است..که علی رغم شکل کوچک وروستایی خود  مرد بزرگی همچون شهید رضاغلامشاهی رادر خود پرورش داده است..والان همه ی مردم شهرستان تقی اباد را با مرد حماسه ساز خود شهید رضا غلامشاهی می شناسد..

 

هم اکنون مزار ایشان در روستای تقی اباد چگهواری از توابع شهرستان ریگان واقع است که زیارتگاه جوانان وعاشقان راه این شهید بزرگ است.ومردم وجوانان روستا به خود می بالند.که چنین مرد بزرگی که حتی زبان هم از ذکر بزرگی ورشادتهای او قاصر وناتوان است.دراین روستا زندگی میکرده است.مردم قدرشناس روستا برای خانواده وعلی الخصوص پدر ومادروفرزندان این شهید بزرگ احترام زیاذی قائل هستند.به طوری که هم اسم پایگاه مقاومت بسیج روستا ومدرسه ابتدایی روستا به نام این شهید بزرگ نامگذاری کرده اند.وازحق نگدریم مسئولان شهرستان وبه خصوص اقای برزنگ فرماندار شهرستان ریگان که به نوعی از هم رزمان شهید غلامشاهی میباشد..همیشه به خانواده این شهید بزرگ سر میزند واز انها دلجویی میکند..وقراراست که یکی از خیابانهای شهرستان ریگان رابه نام شهید رضاغلامشاهی نامگذاری کنند..ا

البته مااعضا کانون جوانان روستا  به پدر ومادر وهمه ای مردم روستا تبریک میگوییم .که مرد حماسه ساز وبزرگی چون شهید غلامشاهی رادر روستای خود پرورش داده اند..که مایه ی شرف وافتخار والگوی جوانان وخیر وبرکت روستا است..

 

 

.jpg

چندتاعکس از رزمندگان دفاع مقدس که انها هم مانند شهید غلامشاهی در حق زیادی بر گردن ما دارند 

تقدیم به خانواده شهیدرضاغلامشاهی وهمه مردم شهید پرور ایران وشهرستان ریگان ووعلی الخصوص مردم روستای تقی اباد چگهواری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سختیهای جنگ...

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آبان ۱۳۸۹ساعت 17:48  توسط مجید حسن زاده  | 
به همت آقایان محمود شهریاری و حمید دهمیری فرمانده و جانشین پایگاه مقاومت بسیج عمار روستای تقی اباد چهگواری و آقای محمد علی مرادی فرمانده حوزه  مقاومت بسیج سلمان فارسی شهر گنبکی مراسمی در بزرگداشت یاد وخاطره سردار شهید رضا غلامشاهی صالح آبادی در روستای تقی آباد بر گزار شد . 

یادوراه معلم بسیجی ،شهید رضا غلامشاهی صالح آبادی با حضور پرشور مردم و مسئولین در روستای تقی آباد از توابع بخش گنبکی برگزار شد. ...

،در این مراسم احمد بدرآبادی ضمن تقدیر از برگزارکنندگان یادواره های شهرستان اظهار داشت: اقتدار، عزت و امنیتی که امروز در ایران اسلامی حکم فرماست مدیون رشادت ها و جانفشانی های رزمندگان و شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی و صبرو ایثار خانواده های معزز آنان است.

فرمانده سپاه شهرستان ریگان گفت: نهضت انقلاب اسلامی و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت طلبی با معرفی شایسته شهدا به نسل جوان و جامعه امروزی و عمل به وصیت نامه ارزشمند آنان تداوم می یابد و در برابر بسیاری از هجمه های دشمنان و آسیب های فرهنگی محفوظ و بیمه می شود.

در پایان این مراسم از خانواده شهید غلامشاهی تجلیل شد.

SAM_0401IMG-20150909-WA0003 IMG-20150909-WA0004 IMG-20150909-WA0005 IMG-20150909-WA0006

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۴ساعت 18:56  توسط مجید حسن زاده  | 
به همت آقایان محمود شهریاری و حمید دهمیری فرمانده و جانشین پایگاه مقاومت بسیج عمار روستای تقی اباد چهگواری و آقای محمد علی مرادی فرمانده حوزه  مقاومت بسیج سلمان فارسی شهر گنبکی مراسمی در بزرگداشت یاد وخاطره سردار شهید رضا غلامشاهی صالح آبادی در روستای تقی آباد بر گزار شد . 

یادوراه معلم بسیجی ،شهید رضا غلامشاهی صالح آبادی با حضور پرشور مردم و مسئولین در روستای تقی آباد از توابع بخش گنبکی برگزار شد. ...

،در این مراسم احمد بدرآبادی ضمن تقدیر از برگزارکنندگان یادواره های شهرستان اظهار داشت: اقتدار، عزت و امنیتی که امروز در ایران اسلامی حکم فرماست مدیون رشادت ها و جانفشانی های رزمندگان و شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی و صبرو ایثار خانواده های معزز آنان است.

فرمانده سپاه شهرستان ریگان گفت: نهضت انقلاب اسلامی و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت طلبی با معرفی شایسته شهدا به نسل جوان و جامعه امروزی و عمل به وصیت نامه ارزشمند آنان تداوم می یابد و در برابر بسیاری از هجمه های دشمنان و آسیب های فرهنگی محفوظ و بیمه می شود.

در پایان این مراسم از خانواده شهید غلامشاهی تجلیل شد.

SAM_0401IMG-20150909-WA0003 IMG-20150909-WA0004 IMG-20150909-WA0005 IMG-20150909-WA0006

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۴ساعت 18:56  توسط مجید حسن زاده  | 

در حالی که قرار است دور جدید مذاکرات هسته‌ای، هفته جاری (29 بهمن ماه) در وین برگزار شود، آمریکایی ها به صراحت اعلام کرده اند، فکرهای دیگری در سردارند. معاون سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، در نشست خود با خبرنگاران تاکید کرد؛ تحریم های موجود علیه ایران به دلیل نقض حقوق بشر و حمایت ایران از تروریسم ادامه خواهد داشت!

تاکید صریح آمریکا بر ادامه تحریم‌ها علیه ایران، به بهانه نقض حقوق بشر و حمایت از تروریسم، آنهم در فاصله چند روز به آغاز مذاکرات برای دستیابی به توافق جامع هسته‌ای، پیام‌های روشن والبته مهمی را به همراه دارد. 

در حالی که کارشناسان سیاسی بارها درباره روند مذاکرات به غرب و اعتماد به آمریکایی‌ها هشدار داده


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲ساعت 14:19  توسط مجید حسن زاده  | 

داستان تاثیر گذار و زیبا شکایت گنجشک از خدا

گنجشکی که هر روز با خالقش حرف می زد چند روز هیچ حرفی با خدا نزد . فرشته ها سراغ او را از خدا می گرفتند و خدا در پاسخ می گفت :می آید من تنها گوشی هستم که غصه‌هایش را می‌شنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می‌دارد.

سرانجام خداوندبه او فرمود: با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست؟

گنجشک گفت: لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی از لانه محقرم؟ کجای دنیا را گرفته بود؟ و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست. سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین کار پر گشودی. گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی.

اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.

هیچ کار خدا بی حکمت نیست

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲ساعت 14:17  توسط مجید حسن زاده  | 
سینه ام دکان عطاری است، دردت چیست؟
شنبلیله، رازیانه، شاهی و گشنیز

هل و آویشن، نبیذ سرخ شور انگیز
سینه ام دکان عطاری است، دردت چیست؟

تو اگر جسمت بهاران است اما جان تو پاییز

عازم مسجد سلیمانی و لیکن می رسی تبریز

عاشقی تو، عاشقی تو

من برای عاشقِ بی کس، برای عاشق بی چیز

راه رفتن، گریه کردن زیر باران می کنم تجویز
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۲ساعت 14:25  توسط مجید حسن زاده  | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۲ساعت 13:0  توسط مجید حسن زاده  | 
دستان تو دعای مرا رد نمی کند…


مادربزرگ گفت:خدا بد نمی کند.


روی نگاه هیچ کس خط نمی کشد …


راه عبور هیچ کس سد نمی کند.


قلبش شکسته است ولی قهر با کسی


کز نور دل به گریه بیفتد نمی کند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۲ساعت 12:58  توسط مجید حسن زاده  | 

دلتان را تبدیل به اقیانوسي آرام نمایید نه یک مرداب ناچیز ؛
فکر نمی کنید حتی تصور اقیانوس هم احساسی از عظمت و پهناوری را در دل ایجاد کند؟
آنها که دل هایشان مرداب است با کوچک ترین حادثه ای به تلاطم می افتد،
برعکس کسانی که شدیدترین گرداب ها و جریان های حوادث هم آرامش شان را بر هم نخواهد زد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۲ساعت 12:53  توسط مجید حسن زاده  | 


خدایا یک نفس آواز! آواز!


دلم را زنده کن! اعجاز! اعجاز!


بیا بال و پر ما را بیاموز


به قدر یک قفس پرواز پرواز!

 

قیصر امین پور

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۲ساعت 12:50  توسط مجید حسن زاده  | 

زندگی میکنم … حتی اگر بهترین هایم را

از دست بدهم!!!

چون این زندگی کردن است که بهترین های

دیگر را برایم میسازد بگذار هر چه از دست

میرود برود؛

من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد،

حتی زندگی را .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۲ساعت 12:49  توسط مجید حسن زاده  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۲ساعت 12:46  توسط مجید حسن زاده  |